
بی مقدمه ... اشتباه اکثر ما (اگر میگویم ما ! منظور همین بر و بچه های هیئتی. نیروهای مسجدی . بسیجی به نقلی نیروهای ارزشی و ... ) این است که با هیئتی شدن مطرح شدن دارای جایگاه شدن مسئول شدن معروف شدن _ به خوبی، خود را از هرگونه خطا و اشتباه بری میدانیم و حتی فکر میکنیم دماغ شیطان را به خاک مالیدهایم و عاقبت به خیریمان قطعی است. قدر مسلّم شیطان هیچگاه از گمراهی و تباهی آدمیان ناامید نمیشود. و بارها از زبان اساتید شنیده ایم این شیطان بیشتر دنبال افراد اینچنینی میاید و افراد با اشتهار به خوبی و قرار گرفتن در موقعیتهای مذهبی و ارزشی، بیشتر در هجوم و وسوسهی شیطان خواهند بود.
... حال باید نشست و تحریکات دشمن (شیطان) را پیشبینی کرد.آیا تا به حال فکر کردهاید که مثلاً اگر شما مدیر یک هیئت مذهبی باشید، شیطان برای وسوسهی شما از چه راهی وارد میشود؟ آیا تلاش میکند شما را به وسوسه بیندازد تا از دیوار مردم بالا بروید؟ آیا از شما میخواهد تا در کوچه و خیابان به دنبال ناموس مردم حرکت کنید و خود را انگشتنمای خاص و عام کنید؟ یا اینکه راههای دیگری را امتحان میکند؟! اگر یک رزمنده و جانباز و آزاده باشید چه؟ اگر روحانی و منبری باشید چه؟ اگر عضو یکی از نهادهای مهم جمهوری اسلامی باشید چه؟ اگر استاد و دولتمرد و نمایندهی مجلس و کارگزار نظام باشید چه؟ آیا شیطان شما را رها خواهد کرد؟شاید به همین دلیل است که در اسلام برای تفکر ارزش و پاداش فراوان ذکر شده است. پس خوب است بیشتر تفکر کنیم. گاهی فکر میکنم شیطان برای انسانهای پرهیزکار و اهل عبادت، از همان عبادتهایشان شروع میکند. بعد غرور و تکبر را امتحان میکند و بعد با استفاده از روش گام به گام سعی میکند هر چه کسب کرده از او بگیرد و او را به خاک تباهی بنشاند. و ... مثالهای بسیار دیگر ......
چه بسیار دانشمندان . اهل دلان و علمائی بودند که شیطان بدانها رسوخ کرد و عاقبت بخیر نشدند.
آیا تا بحال احساس کرده اید تا کار ثواب و خیری انجام میدهید.در روضه ای حال خوشی پیدا میکنید . زیارتی میروید و حسابی ارتباطی برقرار میکنید و اصطلاحا به نوعی سیم دلتان وصل میشود سریعا شیطان به سراغتان می آید تا آنچه کسب نموده اید را از بین ببرد و باطل کند ؟ حتی گاهی تا نیت انجام کار خیری به ذهن می آید شیطان هم سریع دست به کار میشود ......
آخر تا به کی باید شاهد بود افراد صاف و ساده و بی غل و غش به هیئات یا مراکز فرهنگی دیگر جذب شوند به معنویت برسند . وارد کار و امور فرهنگی شوند و...... شیطان . عجب . غرور . من ...من ....من .. و اگر من نباشم ..... و در نهایت متاسفانه اکثرا ضربه فنی توسط شیطان. این نوع نگاه گاها محکوم به نگاه بدبینانه میشود... در بسیاری از موارد احساس میشود مسیرهای اصلی و بایدها در مجامع فرهنگی بصورت نا آگاهانه دستکاری شده و از مسیر صحیح خارج شده و میبایست مسیرها توسط افراد مسئول آگاهانه اصلاح شود و افراد مجموعه هم منطقی و مطیع باشند تا دست در دست هم نتیجه مطلوب حاصل شود و الا همانطور که شاهدیم مجموعه ها به سوی تفرقه .متفرق شدن و منشق شدن و سر انجام بن بست میرسد.
گاهی چنان رفتارهای ما بچه گانه و شوخیهایمان نابجاست که کاملا واضح و روشن است و هر عقل سلیم و ذهن منطقی قبول میکند اما با کمال تکبر و خودخواهی نمیخواهیم اشتباه خود را بپذیریم و درصدد رفع آن برآئیم...
همین مسائل و رفتارهاست که امروزه در جامعه بسیاری تعبیری نادرست و تعریفی غیر منصفانه و نگاهی بدبینانه به هیئت و هیئتی دارند و دائم ان قلت و ایراد و انتقاد به هیئت وارد میکنند ... حقیقتا بیائیم و کمی تفکر کنیم ...چرا؟ ؟
بقول استادی هیئت از ریشه عربی هیئ به معنای آمادگی و همان بسیج و هماهنگی و اتحاد میاید و برای رسیدن به یک هیئت ایده آل باید آمادگی جمعی و همگانی داشت و بسیجی وار وارد عمل شد
گوئی برخی رفتارها و تفکرات غیر منطقی از الگوهای غیر مجاز چنان با روح و جسممان آمیخته و ممزوج شده که شبیه یک قانون برای بچه هیئتی امروز درآمده ... راه اصلاح این مسیر بعضا در بسیاری مجموعه ها راه سخت و مشکل اما شدنی و ممکن است ...با عزمی راسخ و استوار و همراهی همه ... بصورت جدی .
آیا نمیتوان فرض کرد شیطان در یک هیئتی عجب و غرور را آنچنان برانگیزد که خود را عالم و عابد دهر بداند و از روی خوش نشان دادن به هر سخن خیرخواهانه و مشفقانه سرباز زند ؟ چه فرضهای دیگری میتوان در نظر گرفت؟ آیا شیطان دشمن درجه یک ما نیست؟ آیا از وسوسهی ما منصرف شده است؟
و به نظر شما چه باید کرد؟ .....